تبليغاتX
نمی دونم چیه ولی هر چی هست همینه !!!

نمی دونم چیه ولی هر چی هست همینه !!!

همه چی و هیچی !!!!

آیا میدانید در ساخت برج ایفل ۲,۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است

آیا میدانید طول تمام رگهای بدن ما ۵۶۰ هزار کیلومتر است

آیا میدانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰,۰۰۰ نوع بو مختلف است

آیا میدانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید میکند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است

آیا میدانید غیر ممکن است که بتوانید با چشمان باز، عطسه کنید

آیا میدانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم

آیا میدانید رنگ مورد علاقه ۸۰% از آمریکایی‌ها، آبی می‌باشد!

آیا میدانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می‌دهد، یعنی باشه

آیا میدانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است

آیا میدانید دکمه # (فون) که روی کیبرد می‌باشد، «اُکتُسرپ» خوانده می‌شود

آیا میدانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند

آیا میدانید «Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود

آیا میدانید «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می‌شد

آیا میدانید مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی‌ است که تلویزیون می‌بینید

آیا میدانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا میشوند

آیا میدانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا۳ استفاده کنند بچه های انها تیز هوش میشوند

آیا میدانید خورشید در هر یك ثانیه ۴,۲۰۰ هزار تن جرم خود را بصورت انرژی در فضا منتشر می كند

آیا میدانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰,۰۰۰ جرم خود را از دست داده است.

آیا میدانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد

آیا میدانید پرآب ترین رود ایران كارون در خوزستان است

آیا میدانید بام ایران استان چهار محال بختیاری است

آیا میدانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می كشد

آیا میدانید تنها دریاچه آب شیرین ایران دریاچه پریشان در كازرون است

آیا میدانید بلندترین نقطه ایران قله دماوند است

آیا میدانید ۶۰ گاو قادر هستنددر عرض كمتر از ۱ روز ۱ تن شیر تولید كنند!

آیا میدانید پروانه ها ۱۲۰۰ چشم دارند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 23:30  توسط مژده  | 

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

 

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

***

وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را.. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت 13:50  توسط مژده  | 

زن از دیدگاه دکتر علی شریعتی :


زن عشق می کارد و کینه درو می کند ، او می زاید

و تو برایش نام انتخاب می کنی ، او درد می کشد و

تو نگران از این که بچه دختر باشد ، او بی خوابی

می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی ،

او مادر می شود و همه جا می پرسند : نام پدر ؟؟


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


( روز ولادت فاطمه زهرا(س) و روز زن مبارک باد )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 12:25  توسط مژده  | 

ای بابا این جا چرا اینطوری شده

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


چرا هیشکی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آی ملت کجا رفتین

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اردیبهشت1389ساعت 19:21  توسط مژده  | 

سلام به همه ی دوستای گله خودم ...


حالتون خوفه ؟؟؟


بعد از یه مدته طولانی دوباره اومدم که یه سری بزنم و زودی

برم که دیدم خیلی وقته آپ نکردم به خاطره همین یه چند خطی

همینجور الکی می نویسمو میرم ... آخه اصلا وقت ندارم از یه

طرف امتاحانا ازطرفه دیگه هم کارای نمایشگاه کذاییه

مدرسمون حسابی مشغولم کرده حتی یه دقیقه ام

فکرم آزاد نیست ...

خدا کنه زود تر تموم شه که یه نفسه راحت بکشم...

کلا مدرسرو میگم چون واقعا دیگه خسته شدمو حوصله ی

هیچیو ندارم .


( فکر کنم آخرش این بلا سرم بیاد  ... )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


راستی امروز تولده صمیمی ترین دوستمه که 14 ساله باهاش

دوستم یعنی از 4 سالگی ...

حتی وقت ندارم برم خونشونو تصویری بهش تبریک بگم به خاطره

همین مجبورم بهش تلفن بزنم .

ولی از همینجا هم بهش می گم ...

نیلو جووووووووووووووووووووون تولدت مبارک

دوست دارم فراوون ...

بوس بوس بوس


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


تا یه فرصته دیگه که دوباره بتونم بیام ...

بابای ...


+ نوشته شده در  شنبه 11 اردیبهشت1389ساعت 16:31  توسط مژده  | 

سال نو و تعطیلی موقت ... !!!




سلام به همه ی دوستان عزیز خودم

امید وارم که حالتون خوب باشه

و ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو ( البته پیشاپیش ) انشا الله سال جدید رو در کنار خانواده

و همه ی دوستان و آشنایان با سلامتی و شادی آغاز کنید ...

براتون آرزوی سالی پر از برکت و خوبی می کنم .

به امید آن که در سال جدید حداقل بخشی از مشکلات مردم و الا الخصوص کشور حل شه

و همه بتونن با آرامش زندگی کنن ...


و همچنین جهانی شدن نوروز باستانیمون رو هم به همه ی شما ایرانیان عزیز تبریک می گم .

موفق و پیروز و سربلند باشید ... 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


تا 2 هفته یا شایدم بیشتر از حضورتون مرخص می شم ...

سره سفره ی هفت سین دعا برای ما یادتون نره ...

قربون همتون فعلا خدا نگهدارتون ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اسفند1388ساعت 12:18  توسط مژده  | 

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش

قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .

روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل

کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی

او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او

گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد

که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار

را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،

که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،

من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد..

مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: ـ

 

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! ـ

 

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید

بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. ـ

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید

این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اسفند1388ساعت 16:43  توسط مژده  |